منو

محتوا

New Page 1

فقيه وارسته

احمد محيطى اردکانى

 

 مقدمه

شيخ محمد فرزند آقا حسين يزدى در سال 1324 ه.ق،(1) در احمد آباد اردکان و در خانواده‏اى مذهبى و مستضعف ديده به جهان گشود.

کمتر از 6 سال داشت که جهت فراگرفتن قرآن مجيد پاى به مکتب گذاشت. به زودى کلام خدا را آموخت. چون درآمد مالى پدرش کفاف مخارج خانواده‏اش نمى‏کرد، نزد شخصى به نام حاج عبدالصمد وکيلى به شاگردى رفته و هم زمان با کار، خواندن و نوشتن را نيز فراگرفت. بيشتر شب ها با اجازه صاحب مغازه در همان مغازه مى‏ماند تا با فراغت بيشتر به مطالعه ادامه دهد.

استعداد سرشار و شوق آموختن سبب شد تا سرانجام به مدرسه علميه اردکان راه بيابد و پس از طى تحصيلات مقدماتى، جهت ادامه تحصيل راهى يزد شود.

با مستمرى اندکى که حاج عبدالصمد در اختيارش قرار مى‏داد، توانست در مدرسه عبدالرحيم خان يزد که رونق خاصى داشت، به تحصيل بپردازد. پس از گذشت حدود بيست بهار از زندگيش، رهسپار حوزه علميه قم شد و در مدرسه فيضيه اقامت گزيد و با اشتياق فراوان به تحصيل و تهذيب نفس پرداخت.

 

استادان

طى سال هاى متمادى که او در حوزه پربرکت قم مشغول تحصيل بود، از محضر استادان زيادى بهره‏مند گرديد. بعضى از آن آيات عظام عبارتند از:

-1حاج شيخ عبدالکريم حاdرى يزدى، مؤسس حوزه علميه قم

-2سيد محمد حجت کوه کمرى

-3سيد محمدتقى خوانسارى

-4سيد صدرالدين صدر

-5امام خمينى(ره)

-6 محمد على قمى

-7سيد شهاب الدين مرعشى نجفى

-8سيد محمدرضا گلپايگانى.

-9سيد حسين بروجردى طباطبايى.

وى در حدود 18سال از محضر آيت اللّه العظمى بروجردى بهره برد و به درجه اجتهاد نايل آمد. در دوران تحصيل بيشتر اوقات با شهيد محراب آيت اللّه حاج شيخ محمد صدوقى مباحثه مى‏کرد. تا اين که از مدرسين عالى رتبه حوزه علميه شد و در صحن بزرگ حضرت معصومه (س) شروع به تدريس کرد.

 

شاگردان

اين بزرگ مرد به امر تدريس خيلى اهميت مى‏داد. از اين روى شاگردان زيادى در مکتبش تربيت شدند که اکثر آنان هنوز در قيد حيات و مايه افتخار حوزه‏هاى علميه‏اند. بعضى از شاگردان ايشان عبارتند از:

آيت اللّه شهيد حاج آقا مصطفى خمينى( ره) که بخشى از دروس فلسفه و حکمت را از وى فرا گرفت. حاج سيد عباس خاتم يزدى، محمدتقى مصباح يزدى، شيخ حسين راستى، غلامرضا رضوانى خمينى و حاج سيد جعفر کريمى و...

 

آيت اللّه فکور از زبان شاگردان و دوستان

آيت اللّه خاتم درباره استاد خود مى‏گويد: « ما که در قم بوديم، قسمتى از کتاب رسائل مرحوم شيخ انصارى (ره)در علم اصول و منظومه مرحوم سبزوارى در علم فلسفه را از محضر ايشان آموختيم.

وى با اهتمام زيادى که به علم فقه و اصول داشت، هرگز فلسفه و عرفان را از نظر دور نمى‏داشت. تا جايى که مى‏فرمود: من زمانى، آن قدر به مثنوى عارف بزگوار، ملّاى رومى، علاقه داشتم، که ساليان درازى تمام اوقات فراغتم را به خواندن آن مى‏گذراندم و لذت مى‏بردم.

وى بر اثر تفکّر زياد در تحقيق مطالب و فهم مسايل، به لقب « فکور» معروف بودند. آن گونه که مشهور است، حضرت آيت اللّه حايرى( ره) ايشان را به اين لقب خواندند» .

 

علاقه زياد به امام خمينى (ره)

آيت اللّه فکور، نسبت به امام خمينى علاقه زيادى داشت. امام نيز نسبت به وى محبّت خاصى ابراز مى‏کرد. آيت اللّه خاتم مى‏گويد:

« وقتى امام( ره) را از ترکيه به نجف اشرف تيعيد نمودند، آقاى فکور در منزل ما در نجف بود. تا شنيد امام به نجف منتقل شده‏اند، بى درنگ به ديدن ايشان شتافتند و امام( ره) نيز براى ديدار ايشان به منزل ما آمد، بين آن دو انس و الفت خاصى وجود داشت.

آقاى فکور اگر احساس مى‏کرد کسى نسبت به امام خمينى (ره) بى مهرى مى‏ورزد، بسيار ناراحت و رنجيده مى‏شد و مى‏فرمود: امام امت کسى ا ست که از طرف حضرت ولى عصر -عجل اللّه تعالى فرجه الشريف- مؤيد است و ما بايد در همه اعمال و رفتار، حامى و پشتيبان او باشيم.»

 

سخنرانى و منبر

با همه فضايل و کمالات و جايگاه بلند حوزوى، خطيب و سخنران خوبى بود.

سخنرانى‏هاى او، انقلاب روحى در مردم ايجاد مى‏کرد و همه را مجذوب خود مى‏ساخت. بدين جهت، با همه مشاغل علمى به امر تبليغ دين بسيار اهميت مى‏داد. و تا سنين پيرى، در حد امکان سعى مى‏کرد، در مواقع مناسب براى ارشاد مردم به شهرها و بخش‏ها و روستاهاى دور و نزديک سفر کند و احکام و معارف روح بخش اسلام را به مردم برساند. نه تنها سخنان شيوا و جذاب او، آموزنده بود، بلکه رفتار و اخلاقش نيز الگو قلمداد مى‏شد.

مى‏گفت: « براى تبليغ اسلام و دين به تويسرکان رفته بودم، شخص ديگرى از برادران روحانى نيز در آن جا سخنرانى مى‏کرد. سخنرانى و منبر من جلوه خاصى يافته بود. و بيشتر مردم را به خود جلب کرده بود.

آن آقا، در بيشتر مجالس به من ناسزا مى‏گفت و توهين مى‏کرد. گاهى مى‏گفت تو رياکار هستى، تو چاپلوسى مى‏کنى؟!!... امّا نه تنها من هيچ عکس العمل ناهنجارى نشان نمى‏دادم، بلکه بيشتر نسبت به وى اظهار علاقه مى‏کردم و اين رفتار ادامه داشت تا اين که روزى به من گفت: فلانى تو چه آدمى هستى! با اين همه ناسزاگويى هيچ عکس العملى نشان نمى‏دهى؟! همين رفتار و اخلاق باعث شد، او کم کم از دشمنی هايش دست بکشد و از دوستانم گردد.»

 

دوستى اباعبداللّه و اهل بيت(ع)

در ايامى که راه عتبات عاليات باز بود، آيت اللّه فکور سالى دو مرتبه به کربلا و نجف مشرف مى‏شد، آن گاه هم که راه بسته شد، با زحمات زيادى از بيراهه‏ها با راهنمايى افراد خاصى خود را براى زيارت عتبات عاليات به نجف و کربلا مى‏رساند و مدتى هم مى‏ماند.

وقتى به حرم اباعبداللّه (ع) مشرف مى‏شد، ساعت‏ها از حرم بيرون نمى‏آمد، به گونه‏اى مجذوب حرم مى‏شد که متوجه هيچ کس نمى‏شد.

عشق و علاقه‏اى خاص به امام حسين (ع) داشت. گاه ساعت‏ها در صحنِ حرم مى‏نشست و گنبد و بارگاه اباعبداللّه را مى‏نگريست و نمى‏توانست از آن دل بکند و به خانه برگردد.

خودش مى‏گفت: « دوست روحانى متدينى داشتم که مدتى پيش از دنيا رفته بود، آرزو داشتم او را در خواب ببينم و از احوال عالم برزخ سؤال کنم و خبرى بگيرم.

اين را هم مى‏دانستم که بر اساس روايات: در روز قيامت پيامبر (ص)و ائمه معصومين (ع) و...شيعيان را شفاعت مى‏کنند و از آن مهلکه‏ها نجات مى‏بخشند.

آن چه که خود آن ها سفارش کردند، اين است که براى عالم برزخ فکرى بکنيد. شفاعت مال روز قيامت است.

به اين جهت خيلى دلم مى‏خواست بدانم که چه عملى در عالم برزخ به کار مى‏آيد و انسان را نجات مى‏دهد؟ تا اين که شبى او را در خواب ديدم؛ جلو رفتم، دستش را گرفتم و پرسيدم: در عالم برزخ چه عملى ارزش دارد و سبب نجات انسان مى‏شود؟ ابتدا دستش را از من جدا کرد و عقب عقب رفت، دويدم گريبانش را گرفتم و گفتم تا جوابم را ندهى، رهايت نمى‏کنم. گفت: « براى عالم برزخ زيارت اباعبداللّه الحسين (ع)را فراموش نکن» .

از ديگر خصوصيات بارز ايشان احترام بسيار به سادات بزرگوار و فرزندان اهل بيت (ع) خصوصا اهل علم آن ها بود با تعظيم و تکريم زايدالوصفى با آن ها روبرو مى‏شد.

 

زهد و تقوا و احتياط در مصرف بيت المال

آيت اللّه فکور در تمام کارهايش دقّت و احتياط داشت، به ويژه در مصرف وجوهات شرعى و اموال بيت المال بيش از اندازه احتياط مى‏کرد. بدين سبب با اين که اموال زيادى از خمس و زکات و کفّارات و هدايا به دستش مى‏رسيد، همه را با دقّت خاصى جدا مى‏کرد و به مصارفش مى‏رساند؛ اما خود زندگى ساده و مختصرى که از سطح يک طلبه متوسط نيز پايين‏تر بود، اختيار کرده بود.

لباسش نوعا از پشمى بود که خود تهيه مى‏کرد، بسيار کم غذا مى‏خورد، بيشتر به مطالعه و عبادت و شب زنده دارى مى‏پرداخت. تا آخر عمر در خانه اجاره‏اى به سر برد و به خود اجازه نداد که از وجوهات خانه‏اى تهيه کند. با اين همه اگر کسى از جهت مادى يا معنوى احتياجى داشت و به وى مراجعه مى‏کرد، تا سر حد توان در انجام آن تلاش مى‏کرد. چون پدرى دلسوز و مهربان، و برادرى همدل و چاره‏ساز، با بلندنظرى و احترام، نياز مراجعين را برطرف مى‏ساخت و هرگز شخصيت مؤمنين نيازمند را جريحه‏دار نمى‏کرد.

حجةالاسلام حاج سيد محمد نجفى مى‏گويد: « وقتى دخترش را به منزل شوهر بردند، مقدارى « مُهرِ نان»  که سهميه دخترش بود و هنوز مصرف نشده بود، به بيت المال برگرداند.

آقاى محمدى می گويد: يک وقت طلبه‏اى از آشنايان ازدواج کرد، ايشان مى‏خواست هديه‏اى براى داماد ببرد. امّا اين کار 7يا 8 ماه طول کشيد. بعدها به من گفت: هنوز پولى ندارم که چيزى بخرم. کاملا مشهود بود که مايل نيست از وجوهات چيزى بخرد و مى‏خواست از اموال شخصى خودش باشد. بعد از يک سال پولى جمع کرد و يک روفرشى به قيمت 8 دينار عراقى معادل 160 تومان خريد و براى وى هديه برد.

آيت اللّه فکور با آن همه زهد و تقوا، مردى شيرين سخن بود و مجلس گرمى داشت. آن گونه نبود که چون برخى چهره در هم کشد و گوشه‏گيرى اختيار کند. از نظر اجتماعى و برخورد با مردم به گونه‏اى بود که اگر کسى در جلسه‏اى با ايشان مى‏نشست، مجذوب وى مى‏شد. تواضع بى حد و دل دادن به حرف هاى مردم، سبب محبوبيت وى در دل ها شده بود، ديدارش انسان را به ياد خدا مى‏انداخت.

 

استخاره

وى با روش خاصى براى مراجعين استخاره مى‏کرد. نوعا جواب هايش درست بود. بدين سبب نيز شهره آفاق گرديد و از خارج و داخل براى همين امر به وى مراجعه مى‏کردند.

در اين باره مى‏فرمود: استخاره غيب نمى‏گويد ولى مصلحت را بيان مى‏کند.

روزهاى آخر عمر بر اثر عارضه سرطان در خانه بسترى شد، فضلا و طلاب براى عيادتش مى‏آمدند و از سخنان شيرينش بهره‏مند مى‏شدند.

وى با صفا و معنويت، زهد و ورع زندگى را سپرى کرد و از وى تنها يک فرزند دختر باقى ماند. بالاخره در روز جمعه هشتم ذی عقده سال 1394 ديده از جهان فرو بست و در مقبره شيخان قم، در جوار زکريا بن آدم اشعرى، سمت شرقى شيخان، بدن مطهرش به خاک سپرده شد.

در حوزه علميه قم و شهر اردکان، سه روز به مناسبت رحلت وى درس ها و مغازه‏ها تعطيل شد.

روى سنگ مزارش چنين حجارى شده است:

« العلماء باقون ما بقى الدهر»

قد اختفى فى هذه الجثوة جثمان العلم و الحکمة و التقى، و افل فيها شمس سماء الفقه و الورع و الهدى بعد ما استضاء به جمّ غفير من طلبة العلم و بغاة الحکمة و روّاد الفضيلة و هو العبد الشکور آیةاللّه الملک الغفور الحاج شيخ محمد الفکور اليزدى، حشره ربه مع مواليه فى جنات العلى و قد لحق روحه بالملاء الاعلى فى الرابع عشر من شهر ذی قعده الحرام من سنه 1394هجریة قمريه، بعد مضّى سبعين عاما من عمره الشريف.


اماکن زيارتی

 حرم مطهر حضرت معصومه (س)

 زندگینامه حضرت

 فضائل حضرت

زیارتنامه حضرت

تاریخ حرم مطهر

فرهیختگان حرم

شخصیتهای تاریخی حرم

ستارگان حرم 

آستانه مقدسه

 مسجد مقدس جمکران

 بقاع متبرکه



لینکهای مفید

 سايت مقام معظم رهبري
 
 مجلس شوراي اسلامي
پايگاه اطلاع رساني دولت
پايگاه اطلاع رساني وزارت كشور
استانداری قم
سامد
portal mardom

         

 

کلیه حقوق این سایت متعلق به اداره کل میراث فرهنگی , صنایع دستی و گردشگری استان قم میباشد.

آدرس: قم بلوار پانزده خرداد. کوچه 7/1 تلفن : 27-37603426  نمابر : 37603425  سامانه جامع اطلاعات گردشگري ( گويا ) :  09669  پست الكترونيكي :  info@qommiras.ir