منو

محتوا

New Page 1

تبار پر بار

فرزندان حضرت امام موسى کاظم (ع)نمونه مجسم و عملى از تعاليم قرآنى و نشانگر ويژگی هاى دودمان امامت بودند. سير زندگى بازماندگان آن فروغ هفتم سرشار از فداکارى و مجاهدت در راه دين و اعتلاى ارزش هاى معنوى بود.

يکى از بهترين دلايل تسلم ناپذيرى آن وجودهاى با برکت در مقابل ستم تلاطم روحى آنان در برخورد با آفات رشد و تعالى جامعه، پراکندگى و گوناگونى محلّ زندگى و اقامت آنان در جهان اسلام است.

تبار دانشور « قزوينى» از لحاظ نسب به سالار پروا پيشگان و ستم ستيزان، حضرت امام موسى کاظم (ع)مى‏رسند و از ميان اين سلسله با شرافت، واعظان انديشمند، مفسّران و فقيهان والامقام، نويسندگان ژرف‏انديش و شاعران متعهد و دلسوز برخاسته‏اند که هر کدام خدمات ارزنده علمى، فرهنگى و تبليغى به جامعه اسلامى نموده و صفحاتى از تاريخ تشيع را با تکاپوى علمى خود مزیّن ساخته‏اند و با پاسدارى از دژ استوار خاندان وحى و رسالت پرداخته و چون مدافعانى آگاه و فداکار در صيانت از فرهنگ اصيل اهل بيت (ع) لحظه‏اى مضايقه ننموده‏اند.

 

قافله قزوينى

آل قزوينى که از تبار تلاش و تحقيق و طايفه جهاد و اجتهاد هستند، غالبا در شهر مقدس کربلا و در جوار بارگاه مطهر سالار شهيدان - حضرت امام حسين - (ع) اقامت داشته‏اند، ولى اصل آنان قزوينى است.

اقامت اين خاندان در کربلاى معلّا در قرن دوازدهم هجرى صورت گرفت و شخصيت مشهور آنان سيد محمد باقر موسوى قزوينى ملقب به معلم السلطان است که نخستين کسى از اين قبيله بود که به نجف اشرف در سال 1185 ه ق مهاجرت کرد. وى پس از سيزده سال اقامت در جوار مضجع مطهر نخستين پيشواى شيعيان به سال 1198ه ق همراه برادرش سيد محمد على( فرزند سيد عبدالکريم موسوى قزوينى حايرى) در کربلا رحل اقامت افکند. برخى طايفه مذکور را از نوادگان سيد محمد على موسوى قزوينى دانسته‏اند.

يکى از شخصيت هاى برجسته اين خاندان سيد ابراهيم، فرزند سيد محمد باقر قزوينى، ( 1262 -1204ه ق) است که از بزرگ عالمان شيعه در اواسط قرن سيزدهم هجرى مى‏باشد. وى در اکثر مراتب علمى و حسن تحرير کم نظير و در مکارم اخلاق و احاطه به مسايل فقهى و کلامى وحيد عصر خويش به شمار مى‏رفت.

نزديک به يک هزار شاگرد داشت ک سيد حسين کوه کمرى، شيخ زين العابدين مازندرانى، حاج سيد اسداللّه حجت الاسلام اصفهانى و صاحب قصص العلماء ( تنکابنى) از جمله آنان است. معروف ترين اثرش، ضوابط الاصول، تقرير دروس استادش، شريف العلماء مازندرانى است. مدفن او در نزديکى بازار حضرت ابوالفضل (ع)از صحن مقدس حسينى واقع شده است.

خاندان قزوينى از طريق مادر به سيد محمد مجاهد ( صاحب رياض المسائل) نسب مى‏برند. در واقع آنان از جانب پدر به امام موسى کاظم (ع)و از سوى مادر به امام مجتبى (ع)منتهى مى‏گردند.

اين طايفه نقش بسيار مؤثرى در تاريخ علمى، اجتماعى و سياسى ديار مقدّس کربلا داشته‏اند و نامورانى از ايشان در طول اعصار و قرون در مقابله با نقشه‏هاى استعمارگران و حيله‏هاى استکبار جهانى مقاومت ورزيده و مانع بزرگى بر سر راه توطئه‏هاى استبدادى بوده‏اند و هم اينک نيز افرادى از آنان در زندان هاى رژيم بعث عراق گرفتارند.

 

پگاه پاگيزگى

سيد محمد ابراهيم قزوينى يکى از فروغ هاى فروزان و از سادات اصيل و مشهور به زهد و وارستگى در شهر معطّر کربلا بود. در روز دوازدهم ماه شوال سال 1348 ق ( 1307ش) خداوند به اين دانشور ديندار فرزندى عطا کرد که با تولدش صفاى بيت شريف اين انسان را دو چندان ساخت.

اين فرزند، محمد کاظم ناميده شد، دوران کودکى اين غنچه نورسته در دامن پر مهر و محبت مادرى خوش طينت سپرى گشت که خود از پرورش يافتگان مکتب سعادت بخش تشيع بود.

سايه مهر گستر پدرى فاضل و محيطى آکنده از رايحه روان بخش ايمان و معنويت، بذر ايمان و آگاهى در وجود سيد محمد کاظم مى‏افشانيد. امّا يکى از وقايع اسف‏انگيز براى خانواده سيد محمد اين بود که هر چه خداوند فرزندى به آنان عطا مى‏کرد به دلايل گوناگون و در سن طفوليت رخ در نقاب خاک مى‏کشيد.

سيد محمد ابراهيم و همسرش گر چه از چنين رخدادهايى به لحاظ پيوستگى عاطفى با فرزاندان ناراحت مى‏شدند، ولى اين حقيقت را باور داشتند که بلاها و سختى‏ها، تحفه‏هاى الهى است و حکمت هايى در اين حوادث به ظاهر ناراحت کننده نهفته که تنها خداوند از نهان آن ها آگاه است.

خواست خداوند بر اين تعلق گرفت که سيد محمد کاظم باقى بماند و از گزند حوادث مصون گشته، منشأ خدمات علمى و تلاش هاى فرهنگى گسترده گردد.

چون سيد محمد ده بهار را پشت سر گذاشت، در وفات مادر مهربان و وارسته‏اش سوگوار گرديد. گويا مواجه شدن با سختی ها و پيدايش آشفتگى در مسير زندگى اين کودک، مى‏خواست گوهر کمالات او را آشکار نمايد و روح وى را از وابستگى دنيوى جلا دهد. دو سال ديگر در سن دوازده سالگى فراق پدر را متحمل شد. اين دو حادثه موقعيت بسيار سختى را براى نوجوان دوازده ساله پديد آورد. دشوارى وقتى رو به تزايد رفت که به دليل بدهى زياد پدرش منزل مسکونى آنان نيز به فروش رفت.

گر چه اين سبزه نورسته دوران نوجوانى را سپرى مى‏کرد، به موجب تربيت صحيح دينى، در لابه‏لاى ابرهاى متلاطم و تيره بلايا، آفتاب درخشان لطف خداوندى را مشاهده مى‏کرد و سخن پدرش را فراموش نمى‏کرد که « محنت هاى الهى بيانگر نزديکى فرد به پروردگار است و هر چه خداوند کسى را بيشتر دوست داشته باشد، آثار تعلّقات دنياى فانى را بيشتر از چهره‏اش مى‏زدايد تا تکيه گاه محکمى براى خود برگزيند و به ريسمان استوار الهى چنگ زند.»

چنين آگاهی هايى سبب شد تا نهال نوپاى سيد محمد با توفان هاى حوادث به لرزه در نيايد و در جزر و مدهاى زندگى، آرامش روحى خويش را حفظ کند و خود را براى کسب کمالات و تحصيل دانش دينى مهيا سازد.

 

تحصيل کمال

سيد محمد کاظم پس از آن که کشتى طوفان زده دل را به ساحل شکيبايى و آرامش هدايت کرد و با ياد و نام سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) و خواندن اشعارى در رثاى آن حضرت چشمه اشک در کوير غم جارى ساخت، دروس مرحله مقدمات و سطح را در حوزه پر فيض کربلا آموخت. در دوره سطح از فروغ انديشه آيات و عظام و حجج الاسلام سيد ميرزا هادى خراسانى، سيد محمد حسن قزوينى، شيخ محمد خطيب، شيخ جعفر رشتى و سيد محمد صالح قزوينى محظوظ گشت.

سيد ميرزا هادى که مرجع عالی قدر محسوب مى‏گشت، در کنار تدريس دوره عالى در حوزه علميه کربلا تدريس کفایة الاصول، رابه طور خصوصى براى برخى از شاگردان برجسته‏اش داير کرد که آيت اللّه سيد محمد کاظم قزوينى افتخار حضور در اين جمع نورانى را داشت.

 

قلّه‏ هاى فرزانگى

سيد محمد کاظم پس از پايان رسانيدن دوره سطح، در دروس عالى حضرات آيات سيد ميرزا مهدى شيرازى، شيخ يوسف خراسانى و سيد هادى ميلانى شرکت نمود.

آيت الّله العظمى حاج سيد مهدى حسينى شيرازى علاوه بر رابطه شاگردى و استادى، پيوند عاطفى نزديکى با سيد محمد کاظم داشت. بعدها اين ارتباط به وصلتى مبارک شد. زيرا دختر آيت اللّه ميرزا مهدى شيرازى به عقد ازدواج وى در آمد. ثمره اين پيوند پاک پنج فرزند فاضل و برومند شد که همگى در حوزه علميه و مراکز علوم اسلامى و تبليغات شيعى اشتغال داشته و به تدريس در سطوح عالى مبادرت ورزيده‏اند. اسامى ايشان عبارتند از: حاج سيد محمد ابراهيم، حاج سيد محمد على، حاج سيد محمد مصطفى، حاج سيسد محسن و حاج سيد جعفر قزوينى

آيت اللّه ميرزا مهدى شيرازى از خاندانى است که شخصيتى چون آيت اللّه سيد حسن شيرازى، احياگر قدرت فتوا، در بين آنان چون خورشيدى فروزان مى‏درخشد.(10) بيش از يک قرن است که در اين قبيله، قله مرجعيت هم چنان استمرار يافته است.

برادر همسر آيت اللّه قزوينى، شهيد بزرگوار آيت اللّه سيد حسين شيرازى، است که پس از يک ربع قرن مبارزه بى امان بر ضد استبداد و استعمار و تحمل انواع ناملايمات و شکنجه‏هاى جانفرسا در بهار 1359ه ش در بيروت به دست عوامل بعثى به شهادت رسيد.

 

خطيب نکته پرداز

آيت اللّه سيد محمد کاظم قزوينى پس از بهره‏مند شدن از محضر اساتيد در دانش فقه، حديث، کلام و تفسير قرآن، مهارت ها به دست آورد و موفق گرديد در حوزه علميه کربلاى معلى تفسير قرآن و فقه را به شاگردان خويش بياموزد.

ايشان در خطابه و سخنورى نيز ممتاز بود و ذوق او استعداد ذاتى وى در اين موهبت الهى دخالت موثرى داشت و توانايى او مصداق علّمه البيان بود. و چون در بيانات پر جاذبه و شيرين خويش از صميم قلب سخن مى‏گفت، بر دل ها تأثير مى‏گذاشت، نرمى و تأثر در قلب ها پديد مى‏آورد، روان ها و انديشه‏ها را جلا مى‏داد و شنوندگان را از خواب غفلت بيدار مى‏کرد. دانش دينى و تسلط بر منابع قرآن و روايى و آگاه بودن بر روح تعليمات اسلامى و شناخت مقتضيات زمان و اوضاع روزگار و مصالح جامعه اسلامى و چگونگى موضع‏گيرى در مقابل جريان هاى موجود، وعظ و خطابه او را تقويت کرده بود. خصوصيت وى راستگويى و نیّت خالصانه‏اش بود. او مى‏کوشيد در تشريح مباحث دينى و معرفى سيره اهل بيت (ع) با استمداد از منابع معتبر و مستند به صورتى صحيح و با پرهيز از نقل قول سست به سخنورى بپردازد و به خطابه‏ها و مواعظ خود غنا بخشد.

آراستن سخن به معانى گوناگون و ايجاد هيجان و حالات عاطفى و احساس در شنوندگان از هنرهاى اين خطيب نکته پرداز است.

در وعظ و ارشاد دينى، غالبا بر قرآن و تعاليم انبيا و اولى (ع) تکيه مى‏کرد و با کمک گرفتن از تاريخ و حوادث گذشته و نتيجه‏گيرى جالب شنوندگان را نسبت به امور جارى آگاه و در خصوص آينده خود ارشاد و هدايت مى‏کرد. محبت ائمه را در دل شيفتگان و کينه دشمنان قرآن و عترت را در قلب ها مستحکم مى‏نمود و معنويتى که چون رايحه‏اى معطر از وجود شريفش در فضا پراکنده مى‏شد، سازندگى سخنان او را افزون مى‏کرد.

چه گناهکارانى که بر اثر بيانات اين خطيب ماهر راه توبه پيش گرفته و فطرت آنان بيدار گشت و چه پايمال گنندگان حقوقى که به اداى حقوق ديگران اهتمام ورزيدند. کم نبودند افرادى که با گوش فرا دادن به سخنان اين سيد والاگهر نسبت به مبانى تشيع خوش بين شده و از بدگمانى و تهمت هاى نابه جا دست برداشته و بذر محبت به خاندان عترت در قلب هاى آنان کاشته شد.

فضلايى چون، شيخ مرتضى شاهرودى، سيد عبد الحسين قزوينى، شيخ ضياء زبيدى، شيخ عبدالحميد مهاجر و شيخ محمد مجاهد فن خطابه را نزد آيت اللّه قزوينى آموختند. آن انسان وارسته به منظور تربيت خطيب و سخنور ماهر براى گروه هايى از طلاب حوزه علميه کربلا دوره آموزش عالى خطابه را آغاز کرد.

 

مؤسسه‏اى پر ثمر

آيت اللّه سيد محمد کاظم قزوينى به منظور شناساندن مذهب تشيع، در سال 1380ه ق، مؤسسه‏اى با عنوان « رابطه النشر الاسلامى» در کربلا تأسيس کرد، بنيان نهادن چنين مرکزى در آن زمان و شرايط اختناق‏آميز کشور عراق نظير نداشت. برنامه اين موسسه ارتباط با کشورهاى اسلامى، مکاتبه با شخصيت هاى سياسى - مذهبى دنياى اسلام و ارسال کتب و نشريات شيعى به صورت رايگان براى افراد و مراکز فرهنگى بود. محور اين تلاش فرستادن کتاب به برخى کشورهاى آفريقايى چون الجزاير و مراکش بود که هزاران سيد علوى در اين دو کشور زندگى مى‏کردند، ولى در اثر تبليغات مسموم در ادوار تاريخى و سمپاشى دشمنان شيعه و دورى از مراکز تبليغى، ناآگاهانه نسبت به نخستين امام شيعيان که جدّ آنان نيز است، اعتقاد نداشتند.

در آغاز، محدوده فعاليت اين تشکيلات منحصر به چند کشور عربى بود ولى بعد از آن، برنامه‏هاى مؤسسه گسترش يافت و کشورهاى ديگر آفريقايى، آسيايى، اروپاى غربى و کشور استراليا را زير پوشش قرار دادند.

ارسال کتاب به نقاط مزبور آثار ژرفى بر تفکرات مردم آن سرزمين ها نسبت به تشيع و خاندان عصمت و طهارت گذاشت و صدها نفر را به تشیّع معتقد ساخت.

مؤسسه « رابطه النشر الاسلامى» بعدها دو شيعه در بيروت ( مرکز حکومت لبنان) و کويت افتتاح کرد. پس از به قدرت رسيدن حزب پوشالى و منحوس بعث در کشور عراق مزاحمت هايى براى اين تشکيلات آغاز گرديد و دستور داده شد که به صورت اجبارى مکان مؤسسه تخليه شود و سرانجام چند سال بعد ساختمان جديد و کليه لوازم فرهنگى و کتاب هاى آن از سوى رژيم بعثى مصادره و براى گردانندگان آن تضييقاتى فراهم گرديد.

بعد از هجرت آيت اللّه قزوينى به کشور کويت فعاليت هاى شيعه مستقر در اين سرزمين گسترش افزونترى يافت و تا چند سالى پس از اقامت ايشان در ايران برنامه‏هاى آن مؤسسه با تحرک شايان توجهى استمرار داشت. طى اين مدت حدود يک ميليون جلد کتاب با موضوعات اسلامى و ديدگاه هاى شيعى براى علاقه‏مندان در حدود سى کشور ارسال گرديد.

کم نيستند تعداد کسانى در کشورهاى عربى، شمال آفريقا و حتى اروپا که با مطالعه کتب ارسالى نسبت به اهل بيت (ع) علاقه پيدا کرده و دل ها را از کينه‏اى که نسبت به عترت پيامبر و خصوصا فاطمه زهرا(ع) داشتند، خالى کردند. امواج تشيع گرايى که هم اکنون کشورهاى شمال آفريقا را در بر گرفته هرگز بى تأثير از فعاليت هاى آيت اللّه قزوينى نيست.

در حدود سال 1409ه ق ايشان تصميم گرفت مرکزى به منظور پژوهش هاى گسترده و عميق پيرامون تاريخ زندگانى اهل بيت (ع) تأسيس کند و سرانجام در ماه ربع الثانى سال 1410ه ق اين مرکز با عنوان مؤسسه نشر علوم امام صادق (ع) به همت ايشان بنيان نهاده شد و خود با همکارى عده‏اى از دوستان فاضل و پژوهشگران حوزوى به تاليف کتابى در پيرامون امام صادق (ع) مبادرت کردند که حاصل اين تلاش تدوين « موسوعة الامام الصادق» است. ايشان تا واپسين روزهاى حيات دنيوى با حضور در مؤسسه مزبور فعاليت هاى تحقيقاتى مربوط به دايرة المعارف مورد اشاره را انجام مى‏داد. اين اثر که تا کنون هشت جلد از آن به چاپ رسيده، نزديک به سى جلد خواهد شد که شرح زندگانى امام صادق (ع) از جنبه‏هاى گونان، احاديث ايشان، تأليفات شاگردان آن پيشواى پاک شرشت که املاى خود حضرت است و ده ها موضوع ديگر را در بر دارد.

 

کوشش در مراکش

زمانى بصيرت و آگاهى، ايشان را بر آن داشت تا براى رسانيدن پيام رهايى بخش تشيع به گوش جهانيان بار سفر بسته، مهاجرت کند و در کشورهاى ديگر پايگاهى براى مبارزه اعتقادى تشکيل دهد و کينه‏ها را از دل ها نسبت به خاندان پيامبر کاسته، بذرهاى عطوفت در دل ها بکارد.

هدف از اين سفرها رساندن پيام دو حقيقت جدانشدنى از يکديگر يعنى قرآن و عترت، به گوش هاى شنوا بود.

در مراکش نيز اکثر مردم سنى مذهب هستند. متأسفانه گروهى سادات علوى زندگى مى‏کنند که به تشیّع به ديده نفرت مى‏نگرند. در اين کشور اسلامى به استناد خبرى جعلى مبنى بر اين که کشتى حضرت نوح در روز عاشورا بر ساحل نشست و توبه حضرت آدم در چنين روزى پذيرفته شد، به جاى مراسم سوگوارى براى حضرت ابا عبداللّه الحسين (ع) برنامه‏هاى جشن و سرور بر پا مى‏گرديد و صدها مجلس ازدواج به راه انداخته و شيرينى پخش مى‏کردند و در واقع اين روز خونين عيد رسمى و زمان شادى آنان گشته بود.

آيت اللّه قزوينى چون از بر پايى چنين رسوم ناگوار آگاه شد، به منظور تحقيق و چاره جويى راهى مراکش گرديد و ضمن ديدار با دانشمندان علوم دينى، سردبيران و صاحبان امتياز نشريات و متفکران و اهالى شهرهاى گوناگون با مطرح کردن اين مسأله خواستار ريشه کنى اين سنت مذموم شد، و سرانجام پس از چهار ماه تلاش هاى علمى و تبليغات اصولى و تاليف و انتشار کتابى درباره حضرت ابا عبداللّه الحسين (ع) مجالس جشن و سرور در عاشوراى حسينى تبديل به مجلس عزا و ماتم گرديد و سنت پوسيده‏اى که امويان مؤسس آن بودند ريشه کن شد. به علاوه چندين کتابخانه با کتب شيعى تأسيس شد تا اهل سنت به منابع دسترس داشته باشند. هم چنين در اين سفر گروهى به مذهب تشیّع مشرّف شدند. تمامى اين فعاليتها با امکانات شخصى آيت اللّه قزوينى صورت مى‏گرفت و ايشان اظهار مى‏داشت اگر بودجه کافى و تجهيزات لازم در اختيار داشتم چنان در مراکش فعاليت مى‏کردم که فرياد فرحزا و ملکوتى « اشهد ان علیّا ولى اللّه» در اذان از راديو مراکش پخش شود.

اين سفر به قدرى مردم آن سامان را شيفته بيانات شيوا و اخلاق پرجاذبه‏اش کرده بود که با وجود اکثريت سنى، آنان اجازه نمى‏دادند آيت اللّه قزوينى به وطن مألوف باز گردد و اصرار داشتند براى هميشه در آن جا بماند.

 

مسافرت به استرالي

حدود سال 1396ه ق گروهى از شيعيان استراليا نامه مبسوطى خطاب به آيت اللّه قزوينى نوشتند که در آن آمده بود: وضع شيعيان استراليا بسيار اسف‏انگيز است و تشکيلاتى جز دو انجمن ضعيف در آن جا وجود ندارد. از مسجد و حسينيه خبرى نيست و در گذشتگان شيعه يا سوزانيده مى‏شوند يا بر طبق سنتا مسيحيان در گورستان مسيحى‏ها دفن مى‏گردند و آنان در برابر امواج کفر و تفکرات ضد مذهبى بى دفاعند.

آيت اللّه قزوينى در سال 1398از آن کشور ديدار کرد و در شهر « سيدنى» ،( مرکز شيعيان) براى آموزش علوم اسلامى مدرسه، مسجد و يک باب غسالخانه تاسيس کرد و در شهر کانبرا ( مرکز حکومت استراليا) تشکيلاتى تحت عنوان « الجمعیة الاسلامیة الجعفریة» براى تشکل شيعيان و انسجام بخشيدن به فعاليت هاى تبليغى آنان تأسيس کرد.

هم چنين طى بيش از يک ماه سخنرانى براى طبقات مختلف و گفتگو با آنان حجاب را که تقريبا در ميان زنان شيعه مفهومى نداشت، رواج داد و بسيارى از جوانان که در رفتار و اعمال خويش ارزش هاى دينى و باورهاى مذهبى را ترک کرده بودند به مذهب خويش باز گشته، انجام شعائر دينى و برنامه‏هاى مذهبى را مشى خويش قرار دادند.

آيت اللّه قزوينى براى پيگيرى برنامه‏هاى شيعيان استراليا و تبليغ و ارشاد در اين منطقه چهار مرتبه به کشور مزبور مسافرت نمود.

هم چنين ايشان از کشورهاى مصر، اندونزى، تايلند، ژاپن، پاکستان و هند ديدار داشته و هر کدام از اين سفرها برکات و آثار مفيدى به دنبال داشته است.

 

دانشمند پر تلاش

عالم ربانى و خطيب توانا آيت اللّه قزوينى عمر پر برکت خود را در راه احياى فرهنگ اهل بيت عصمت و طهارت (ع) صرف نمود.

ذکراللّه احمدى که کتاب « الاسلام و التعاليم التربويه» آيت اللّه قزوينى را به زبان فارسى برگردانيده، در معرفى ايشان مى‏نويسد:

« زهد و تقوا و ملکات نفسانى ايشان زبانزد مردم کربلاست. مردى متين و با استقامت و هدف دار است. درد دين دارد و از مفاسد اجتماع و ضعف مسلمانان رنج مى‏برد...»

وى چون احساس کرد دشمنان اسلام دست به تبليغات مسموم زده و کتاب هاى منحرف کننده‏اى که با ايمان و عقيده مردم نسبت به مبدأ و معاد سازش ندارد، در دسترس مردم قرار داده‏اند کوشيد تا مناسب شرايط و مقتضيات جامعه و خصوصا جوانان، مطالبى در مباحث گوناگون اسلامى به رشته تحرير در آورد و با اسلحه قلم اين تهاجم فرهنگى و يورش مخرّب انديشه‏ها را خنثى کند. در آثار وى به خوبى پژوهش هاى عميق، نکات علمى و مضامين استوار و برخواسته از قرآن و عترت ديده مى‏شود. تلاش وى بر اين واقعيت بنياد نهاده شده که قوانين و احکام اسلام به عبادات منحصر نمى‏شود و تعليمات اسلامى و دستورهاى پيامبر و خاندانش تمام جوانب زندگى فرد و اجتماع را در بر مى‏گيرد.

در کتاب « اسلام و تعليمات تربيتى» انديشه‏هاى روان‏شناسى و نکات تربيتى جالبى ديده مى‏شود که با قلمى روان و سبکى جذاب به نگارش در آمده است.

« ... وضع روحى و اخلاقى و کيفيت رفتار و گفتار مردم هر عصرى محصول بذرهاى تربيتى است که در ايام کودکى در مغز آنان افشانده شده است، خوبى و بدى، پاکى و پاکيزگى، قوت و ضعف ملت فردا را بايد در روش تربيتى کودکان امروز جستجو کرد... اولين شرط تربيت صحيح و پرورش شخصيت و استقلال کودک آن است که پدران و مادران فرزندان خود را بشناسند و ارزش حقيقى آن ها را از نظر دور ندارند...»

 

مبارزات مستمر

آيت اللّه قزوينى به موازات پژوهش هاى کلامى و اعتقادى و پاسبانى از حريم ولايت و نيز تبليغ، از راه تحقيق و تأليف و آگاه ساختن مسلمانان برخى کشورها براى ستيز با استبداد حاکم بر عراق مبارزات گسترده‏اى را آغاز کرد زيرا به عقيده وى رژيم حاکم از دير باز سعى در محو هويت مذهبى شهرهاى مقدس عراق از جمله کربلا داشت و براى رسيدن به اين مقصد شوم از ترفندهاى گوناگون استفاده مى‏کرد.

آن دانشمند دلسوز از طريق سخنرانى‏هاى افشاگرانه رژيم حاکم بر عراق را افشا مى‏نمود و طى بياناتى مردم را از تلاش هاى مذبوحانه آنان آگاه مى‏ساخت. نظر به تأثير عميق سخنان وى در روحيه مردم، دستگاه حکومتى معمولا عکس العمل هاى شديدى از خود بروز مى‏داد و يک بار در حال سخنرانى بر فراز منبر، او را دستگير نمودند.

از شعبان سال 1391ه ق رهبرى مذهبى شهر مقدس کربلا به وى رسيد و رژيم بعثى آن را امرى ناخوشايند تلقى مى‏کرد، زيرا سابقه مبارزاتى ايشان را مى‏دانستند.

مدتى بعد نيروهاى امنيتى نامبرده را دستگير کردند و به زندان الشعبة الخامسة واقع در بغداد منتقل کردند و ايشان را به مدت 114 روز تحت شکنجه‏هاى وحشيانه قرار دادند.

از آن جا که فعاليت هاى سياسى - اجتماعى ايشان و ديگر علماى کربلا مانع بسيار بزرگى بر سر راه نقشه‏هاى پليد رژيم سفّاک عراق در اين شهر بود، در سال 1393 ه ق تنى چند از شخصيت هاى مذهبى کربلا را دستگير کردند امّا وقتى به منزل آيت اللّه قزوينى آمدند تا وى را به زندان ببرند، ايشان از دسترس آنان دور شده و فرصت چنين حرکتى را از عوامل رژيم گرفته بود.مدت هيجده ماه مأموران در تلاش بودند که آيت اللّه قزوينى را دستگير کنند و نيز براى مدت نسبتا طولانى منزل ايشان در محاصره شديد بود و تمامى رفت و آمدها به شدّت کنترل مى‏شد.

پس از هيجده ماه، به دليل شرايط سخت و محدوديت هايى که براى ايشان و خانواده‏اش ايجاد کرده بودند، در ماه شعبان سال 1394ه ق به همراه اهل خانه به طور شگفت انگيزى عراق را ترک گفته، وارد کشور کويت گرديدند.

چند سال پس از آن، رژيم بعثى دستور مصادره اموال ايشان را صادر کرد و ضمن تصاحب منزل مسکونى و کليه لوازم آن، تمامى کتب چاپى و مخلوط متعلق به کتابخانه غنى ايشان را نابود ساختند.

در اين کتابخانه آثار خطى منحصر به فردى نظير مجلدات سوم تا آخر کتاب کم نظير « الامامة الکبرى و الخلاقة العظمى» تأليف آيت اللّه سيد محمد حسن قزوينى -قدس سره -نگاهدارى مى‏شد و به همين دليل آيت اللّه قزوينى تا واپسين روزهاى حيات از نابود شدن تأليفات خطى و ساير مخطوطات ارزنده موجود در کتابخانه خويش به شدّت اظهار ناراحتى مى‏کرد و بر اين حادثه ناگوار تأسف مى‏خورد.

آرى او به موجب حق گويى و ايستادگى در برابر خودکامگی ها بارها طعم تلخ زندان، تبعيد و شکنجه را چشيد و تا مرز شهادت پيش رفت و آخرين بار از سوى رژيم عراق به اعدام محکوم گرديد و پس از ماه ها زندگى مخفى به يارى خداوند از عراق خارج شد و از آن جا به کويت و سپس به لبنان و ايران آمد. ايشان در سال 1393ق به کويت وارد شد و مدت هفت سال به خدمات تبليغى و فعاليت هاى تحقيقى مبادرت ورزيد.

 

اوراق ارادت

خطيب شهيد و مجاهد بصير آيت اللّه سيد محمد کاظم قزوينى (ره) علاوه بر فداکارى در راه احياى ميراث تشيع و صيانت از فرهنگ قرآن و عترت از راه زبان و نطق در راه ترويج ارزش هاى مذهبى و امر به معروف و نهى از منکر آثار قلمى شيوا و شيرينى از خود به يادگار نهاد. در ذيل معرفى آنها از نظر علاقه‏مندان مى‏گذرد:

-1سيرة الرسول الاعظم (ص)بخشى از اين کتاب که زندگانى حضرت رسول اکرم (ص) در دوران قبل از بعثت را در بر مى‏گيرد، از سوى هیأت قرآن کريم کربلاى معلّا به زيور طبع آراسته شد بقيه کتاب در ماجراى مصيبت بار حمله به منزل مؤلف در شهر کربلا از بين رفت.

-2الامام على (ع)من المهد الى اللحد؛ اصل اين کتاب سى سخنرانى در تاريخ زندگانى اميرالمؤمنين (ع)است که در شهر کربلا در ماه رمضان ايراد شده در نوار ضبط گرديد و بنا به تقاضاى مسلمانان علاقه‏مند، خصوصا مراکشى‏ها، به صورت کتاب در آمد. کتاب تحت عنوان « على (ع) از ولادت تا شهادت» به قلم على کاظمى به فارسى برگردانيده شد در رمضان سال 1397ه ق در قم به چاپ رسيده است.

-3فاطمة الزهراء (س) من المهد الى اللّحد؛ در سال 1329ه ق نيروهاى امنيتى بعث عراق، آيت اللّه قزوينى را دستيگير کرده، در جايى - حوالى بغداد - برده، قصد تيرباران آن سيد والا تبار را داشته‏اند. ايشان از آن خفاشان شب پرست خواسته‏اند تا فرصت تحرير وصیّت نامه‏اى را به وى بدهند ولى مورد قبول واقع نمى‏شود. آن گاه نذر کردند که اگر خداوند ايشان را نجات دهد، کتابى پيرامون حضرت فاطمه زهرا (س) بنويسند. بعد از اين نذر تير باران صورت نگرفت و ايشان به زندان «الشعبة الخامسة» در بغداد برده شدند و بعد از چهار ماه آزاد گرديدند. وى در مقدمه کتاب به همين امر اشاره کرده است.

کتاب حاضر در ايران از سوى دو نفر ترجمه و چاپ شده است. دکتر حسين فريدونى در سال 1362ه ش و حجة الاسلام و المسلمين على کرمى به سال . 1375

-4 الامام الحسين (ع)من المهد الى اللحد؛ اين کتاب به صورت مخطوط است و بخش هايى از آن مفقود گرديده است.

-5فاجعة الطف او مقتل الحسين (ع)اين مقتل مختصر اما پر محتوا را آيت اللّه قزوينى در روز عاشوراى سال 1384ه ش در کربلا و در جوار مرقد مقدس پيشواى شهيدان حضرت امام حسين (ع)در جامع حسينى براى هزاران شيفته آن حضرت با شور و اخلاص خوانده و پس از تنقيح و اصلاح بدين صورت در آمده و به طور مکرّر چاپ شده است. کتاب حاضر با ترجمه فارسى « عاشورا غمبارترين روز تاريخ» و ملحقات کرمى در قم به سال 1374ه ش توسط نشر مرتضى به زيور طبع آراسته گرديد.

-6زينب الکبرى (س) من المهد الى اللحد؛

-7موسوعة الامام الصادق (حدود سى جلد) ؛

-8الام الجواد (ع)من المهد الى اللحد؛

-9الام الهادى (ع)من المهد الى اللحد؛

-10الامام العسکرى (ع)من المهد الى اللحد؛

-11الامام المهدى (عج) من المهد الى الظهور؛

-12شرح نهج البلاغه؛ سه جلد اول آن به چاپ رسيده و بقيه طى مصادره منزل آن سيد دانشمند نابود شده است.

-13الاسلام الصحيح يتجلّى فى مذهب اهل البيت؛ اين اثر در مورد اثبات خلافت بلا فصل حضرت على (ع) و حقانيت مذهب تشيع به نگارش در آمده است. تنها نسخه خطى در ماجراى تصاحب اموال آن فرزانه وارسته از بين رفت.

-14الاسلام و تعاليم التربویة؛ که به زبان فارسى از سوى ذکراللّه احمدى به فارسى ترجمه شده و توسط انتشارات قرآن در قم چاپ شده است.

-15الفقه الواضح؛ حاوى شرح استدلالى بر «شرائع الاسلام» است که در هنگام مصادره منزل مسکونى ايشان تنها نسخه خطى آن از بين رفته است.

-16روابط زناشويى يا ازدواج در اسلام؛ ترجمه ذکراللّه احمدى و نشر بيان قم.

 

به سوى سراى جاويد

در اواخر سال 1412ه ق آيت اللّه سيد محمد کاظم قزوينى احساس مى‏کند که قسمت هايى از بدنش بى حس شده و متعاقب آن در نطق و سخن گفتن دچار اشکال مى‏گردد. زبان سنگين مى‏شود و پس از چندى تحريک ارادى اين حس به طور کامل از بين مى‏رود و از اين زمان اشکالاتى در تغذيه ايشان پديد مى‏آيد.

پزشکان ايرانى و اطباى خارجى از شناخت اين بيمارى عاجز مى‏مانند و داروهايى که در استراليا براى وى تجويز مى‏شود، تأثير چندان محسوسى در بهبود ايشان نمى‏کند. با پيشرفت افزون تر بيمارى در بلعيدن غذا دچار اشکال جدى و دست راست نيمه فلج و قدرت تکلم دشوار مى‏گردد، و بعد از گذشت هيجده ماه وى براى معالجه به کويت و آلمان سفر کرده، تحت درمان قرار مى‏گيرد. در آلمان با بافت بردارى از ماهيچه پاى راست، وجود ايرادى در شبکه اعصاب محرک و خشک شدن يک گروه شيکه‏اى از آن مشخص مى‏شود. سيستم اعصاب محرک محيطى ايراد جدى داشت و دو رگ مهم در منطقه ميانى مغز مسدود شده بود.

به رغم تلاش پزشکان و مصرف داروهايى که براى وى تجويز گرديده بود، بيمارى وى رو به بهبودى نمى‏رفت تا آن که بعد از ظهر روز يک شنبه 26 جمادى الاول سال 1415 حالشان وخيم مى‏گردد و وى از درد شديد و تنگى نفس رنج مى‏برد و در آن شب هر يک از نمازهاى مغرب و عشا را با يک تسبيح به جاى مى‏آورد و به دليل شرايط بحرانى ايشان را به بيمارستانى در تهران مى‏برند و با بهبودى نسبى به قم باز مى‏گردد ولى ديگر بار در 9 جمادى الثانى 1415در بيمارستان آيت اللّه گلپايگانى تحت مراقبت هاى ويژه قرار مى‏گيرد، سرانجام پس از 90 ساعت بی هوشى در ساعت 1/30بعد از ظهر پنج شنبه 13جمادى الثانى 1373( 1415ه ش) قلب اين انسان شيفته اهل بيت از تپش باز مى‏ايستد و زندگى جاودانه را آغاز مى‏کند.

بعد از مراسم تغسيل، تکفين و تشيع با شکوه و عبور دادن جنازه از صحن حضرت معصومه (س) و اقامه نماز ميت از سوى حجة الاسلام والمسلمين حاج سيد محمد ابراهيم قزوينى، پيکر آن انسان پاک نهاد در مقبره‏اى داخل حسينيه کربلايى‏ها در مکانى واقع در زير منبر به خاک سپرده مى‏شود.


اماکن زيارتی

 حرم مطهر حضرت معصومه (س)

 زندگینامه حضرت

 فضائل حضرت

زیارتنامه حضرت

تاریخ حرم مطهر

فرهیختگان حرم

شخصیتهای تاریخی حرم

ستارگان حرم 

آستانه مقدسه

 مسجد مقدس جمکران

 بقاع متبرکه



لینکهای مفید

 سايت مقام معظم رهبري
 
 مجلس شوراي اسلامي
پايگاه اطلاع رساني دولت
پايگاه اطلاع رساني وزارت كشور
استانداری قم
سامد
portal mardom

         

 

کلیه حقوق این سایت متعلق به اداره کل میراث فرهنگی , صنایع دستی و گردشگری استان قم میباشد.

آدرس: قم بلوار پانزده خرداد. کوچه 7/1 تلفن : 27-37603426  نمابر : 37603425  سامانه جامع اطلاعات گردشگري ( گويا ) :  09669  پست الكترونيكي :  info@qommiras.ir